پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٧ - نظريهاى براى جامعه آرمانى شيعه - فیاض ابراهیم

نظريه‌اى براى جامعه آرمانى شيعه
فیاض ابراهیم

١. هر مذهبى، جامعه آرمانى خود را ترسيم مى‌كند و با تمام وجود براى رسيدن به آن مى‌كوشد. بنابراين، جامعه آرمانى هم هدف را تعيين مى‌كند و هم مسير رسيدن به هدف. اگر جامعه آرمانى اين مذهب، به درستى ترسيم نشود، نه هدف و نه مسير و نه حتى شناخت جامعه مبدأ هيچ يك آشكار نخواهد شد.
٢. براى فهم جامعه آرمانى يك مذهب، بايد چارچوب نظريه‌اى تعريف شود تا تمامى جزئياتى كه در آن مذهب، براى آن جامعه آرمانى ترسيم شده، در خود جمع كند. به اين ترتيب، چارچوب معرفتى - ساختارى آن جامعه روشن مى‌شود، پس مى‌توان مسير رسيدن به آن جامعه را نيز ترسيم كرد. بر اين اساس اگر جامعه آرمانى، راديكال يا اصلاحى ترسيم شود، مسير رسيدن به آن جامعه، راديكالى يا اصلاحى ترسيم خواهد شد.
٣. سكون در وجود راه ندارد، چون سكون مقوله‌اى عدمى است، پس عالم وجود، به تمام معنا، داراى پويايى مخصوص به مراتب وجودى است (كل يوم هو فى شأن) و اين پويايى (نه حركت) و فعاليت، به زمان خاص خود نياز دارد (در آيه مذكور از يك سوى »كل يوم« و از سوى ديگر »هو« يا ضمير اشاره به ذات آمده است).
٤. از سوى ديگر اين پويايى وجودى - زمانى به سوى خداست: »الى الله المصير«؛ »انا لله و انا اليه راجعون«. اين پويايى‌ها در روزها است، زيرا در برخى روزها جهش‌هاى وجودى - زمانى رخ مى‌دهد و آن روزها ايام الله نام دارد؛ مانند قيامت يا روزى كه بسط وجودى آن بسيار زياد است.
٥. وجود مقوله‌اى تشكيكى است و مراتب بالاى وجودى بر مراتب پايين آن محاط است، پس عالم ملكوت از نظر وجودى بر عالم ناسوت و عالم جبروت بر عالم ملكوت و عالم واحديت بر عوالم پايين‌تر محاط است. هر چه وجود تشديد مى‌شود، پويايى و فعاليت آن اوج مى‌گيرد، چون عادت كرده‌اند؛ مانند زمانى كه اصحاب كهف يا عزير پيامبر از خواب بيدار شدند. گفتند يك روز يا نصف روز خوابيده بودند؛ حال آنكه چند صد سال خوابيده بودند. يا شب معراج پيامبر و درك زمان‌هاى ملكوت، جبروت »و قاب قوسين او ادنى« توسط او و مشاهدات آن حضرت در آن شب كه براى انسانهاى ناسوتى كمى سخت مى‌آمد.
٧. ياد آوردن زمان ملكوتى و بالاتر، انسان‌هاى كاملى هستند كه اين زمان را درك مى‌كنند و خبر از زمان‌هاى گذشته و آينده ناسوتى مى‌دهند، چون در يك زمان محيط و محاط بر زمان ناسوت واقع شده‌اند و هدف آنها اين است كه عدم و سكون آن كمتر مى‌شود (حديت وجود كاهش مى‌يابد)، پس زمان‌هاى احديت، واحديت، جبروت، ملكوت و ناسوت متفاوت اند و هر چه به طرف عوالم بالا مى‌رويم، دچار بسط زمانى مى‌شويم، چنان كه دچار سعه وجودى مى‌شويم و هر چه به طرف عالم پايين مى‌آييم، دچار قبض وجودى - زمانى مى‌شويم: »ثم يعرج اليه فى يوم كان مقداره الف سنة مما تعدون« (سجده/ ٥) يا »تعرج الملائكة و الروح اليه فى يوم كان مقداره خمسين الف سنه« (معارج/ ٤).
٦. فهم زمان ملكوتى و فراتر از آن، براى انسان‌ها كمى سخت بوده است، چون انسان‌ها به زمان ناسوتى كه انسان‌هاى عادى را از زمان ناسوت به زمان ملكوت يا يوم الآخر توجه دهند. همچنين دنيا گرايى، يعنى زمان گرايى ناسوتى كه بسيار گذرا، عبرت‌آموز و بحران زا است، ولى زمان ملكوت دارالقرار و آرامش بخش است. انسان‌هاى كامل فرايند سير و سلوك، به درك اين زمان نائل مى‌شوند و اين به گونه‌اى ناگهانى است (مثل شب مبعث و شب معراج).
٨. انسان كامل امام زمان است؛ يعنى پيشواى زمان، يا آنكه با زمان ملكوت سعى در هدايت انسان از زمان ناسوتى به زمان ملكوتى دارد و از اينجاست كه انسان‌هاى كامل يا اديان، تمدن ساز مى‌شوند، چون با بسط زمانى جهان بشريت، آنها را به مرحله بالاترى مى‌رسانند؛ به عبارت ديگر انسان‌هاى كامل با بسط وجودى كه يافته‌اند، بسط زمانى را به وجود مى‌آورند و با بسط زمانى، بسط معنايى انجام مى‌پذيرد كه انسان‌ها بسط معنايى را پيشرفت نام نهاده‌اند كه نهايت پيشرفت، در آخر الزمان رخ خواهد داد.
٩. آنچه در آخر الزمان رخ خواهد داد، فرج يا انفراج و گشايش است؛ گشايش وجوددى كه يكباره رخ خواهد داد. گشايش و بسط وجودى با ايجاد خلل در وجود ناسوتى، توسط امام در پيشواى زمان رخ خواهد داد و با گشايش و بسط وجودى و زمانى و معنايى دانش‌هاى بشرى گسترش چشمگيرى خواهد كرد و ساختارهاى جديد ايجاد خواهد شد كه تا حال در تاريخ ناسوتى بشر سابقه نداشته است. چنان كه در اخبار مربوط به آن آمده است؛ به عبارت ديگر، زمان انسان كامل (چنانچه در احاديث آمده است) به جامعه بشرى تزريق مى‌شود و بسط زمانى رخ خواهد داد (چنان كه در اخبار آمده است).
١٠. امام زمان و امام موعود، امام خاتم و بقية الله خواهد بود كه سراسر خير و بركت براى هميشه بشريت خواهد بود كه در برخى اخبار به روز قيامت يا مقدمه قيامت يا همان بسط وجودى و زمانى جهان تشبيه شده است. پس امام زمان، امت شاهد و امت خاتم را به وجود مى‌آورد كه سراسر پويش، گسترش و نشاط خواهد بود؛ چنان كه امام زمان در زندگى خود از آن برخوردار است؛ مانند طولانى بودن عمر.
١١. برخورد با امام زمان با زمان ناسوتى سبب شك و ترديد خواهد شد، چنان كه در آخر الزمان، پيش از ظهور رخ مى‌دهد و در ظهور امام زمان ترديد ايجاد مى‌كنند يا با ظهور و پس از ظهور، مخالفت مى‌كنند؛ مانند سفيانى كه از غرب جاده تمدن اسلامى به سوى ايران و عراق، در جهت مخالفت با امام زمان حركت مى‌كند و خراسانى‌هاى شيعه كه با زمان ملكوتى امام زمان آشنا هستند با او مى‌جنگند و سفيانى كه حامل زمان ناسوتى (يهوديسم) است، شكست خواهد خورد.
١٢. ولايت رمز درك زمان انسان كامل و امام زمانى است كه در نقطه مركزى تشيع قرار دارد. انسان به وسيله ولايت، از انسان كامل زندگى مى‌گيرد، چون او سرچشمه حيات و زندگى (عين الحيوة) است و محبت و احساس، كليد آن است (دعا براى فرج، خود فرج است)؛ يعنى با توجه به دعا و كسب معنا است كه بسط وجودى رخ مى‌دهد كه همان فرج و گشايش وجودى است.
١٣. انسان كامل و امام زمان، يعنى اوج پويايى و فعاليت، چرا كه او از بسط وجودى و زمان ملكوتى برخوردار است، به همين دليل به او »حق جديد« گفته شده است. يا اينكه »دين جديد« را با خود مى‌آورد؛ ولى اين پويايى خطى مثل زمان ناسوتى نيست، بلكه يك پويايى و بسط در يك جهان وجودى تشكيكى است كه نام بسط و انبساط جهانى به آن داده‌اند. در اين فرايند تشديد وجودى جامع رخ خواهد داد: »سنريهم آياتنا فى الافاق و فى انفسهم حتى يتبين لهم انه الحق«.
١٤. بسط وجودى، بسط زمانى را به وجود آورد و بسط زمانى، بسط معنايى را در پى دارد و بسط معنايى نيز بسط نشانه‌اى و نشانه شناختى را به وجود مى‌آورد و سپس بسط نشانه‌اى بسط فرهنگى را به وجود مى‌آورد و بسط فرهنگى، بسط ارتباطى را مى‌سازد و اين بسط ارتباطى، همه تاروپود جامعه آرمانى شيعه را فرا مى‌گيرد. جاموس (جامد) نيز سخن مى‌گويد، دانش تجربى بهداشت و بازرگانى و جانور پرورى اوج مى‌گيرد كه اين تحول در پناه ارتباطات (مثل نانو تكنولوژى كه ارتباطشناسى ملكولى و سلولى است) صورت مى‌گيرد. بسط ارتباطات نيز به بسط ارتباطات ميان فرهنگى نياز دارد (خطبه ميان فرهنگى امام زمان در زمان ظهور در خانه كعبه). دجال يك چشمى است كه رسانه‌هاى جمعى امروز را تجلى مى‌بخشد؛ ولى جامعه آخر الزمان ضد دجال است، پس چند چشمى است؛ او انگشتر سليمان، عصاى موسى، اصحاب كهف و حواريون عيسى را به همراه خواهد داشت.